نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
72
كاشف الأسرار ( فارسى )
و آن دوم همه سياه بود . امّا هر دو خوب بود . آن دوم لحظهء تمام مىنگريستم ؛ گفتم كه مگر سخنى نگويد ؟ هيچ نگفت و ناپديد شد . ( 6 ) ديگر در خواب ديدم كه دايرهء قلب همه لون ذهب است ، و گاه بلون فضّه ؛ امّا لون ذهبى بيشتر مىديدم . ( 7 ) در آخر بعضى از خلوات در بيدارى انوار اخضر مىديدم كه لون ذهبى در آن مىتابد . امّا بهر وقت نمىبود و تمام دايره نمىگرفت . اين ساعت همه وقت مىتابد و تمام دايره مىگيرد ؛ و چنان كه اوّل سپيد مىنمود ، اين ساعت همين لون مىتابد . و گاهگاه نور اخضر « 8 » كمتر مىشود و ذهبى روشنتر مىنمايد ؛ امّا بدين صفت اوّل نمىنمود . و اين ساعت مىنمايد ، و دايره بزرگتر از آن اوّل ؛ و اكثر دايره هم بدين صفت بزرگ مىتابد . گاهگاه سپيد سپيد مىنمايد ، و گاهگاه اين الوان مىتابد . « 10 » و لون فضّه در اوّل كمتر مىنمود ؛ امّا اين ساعت لون فضّه و لون ذهبى بر دوام مىتابد . لون فضّه در بياض مىتابد در بيدارى . ( 8 ) بار ديگر ديدم كه بر دايرهء دل « الجمعه » بود ، و يكبار ديگر ديدم « العشق » . هر دو بنور سرخ نوشته بود . ( 9 ) و در خواب « بسم اللّه الرحمن الرحيم » ديدم نوشته به سياهى . يكبار ديگر به ذهبى بود . امّا اسم « الرحمن » روشنتر ديدم . ( 10 ) يكبار ديگر دايرهء ذهبى ديدم ، و در آن دايره دايرههاى كوچك ؛ همه اين نوشته بود : « نعمة ربى » . ( 11 ) يكبار ديگر پارهء دايره سياه ديدم ، و برآن پاره پارهء دايره از نور سپيد . در سياهى به سياهى چيزى نبشته ، و از آن حرف بيش از اين مفهوم نشد : « اسم « 20 » اللّه الاعظم » .
--> ( 8 ) - نور اخضر : لون فضه L ( تصحيح از فصل 21 جواب اسفراينى ) - - ( 10 ) - گاهگاه . . . الوان مىتابد : فقط در حاشيهء L و با تكرار جملهء « بدين صفت بزرگ مىتابد » آمده است - - ( 20 ) - اسم : الاسم L